نجم الدين ابو الرجاء قمى

مقدمه 41

تاريخ الوزراء ( فارسى )

شعرى فرستاده و او را به سبب مروتش مدح بسيار كرده بود . 21 او در حق كسانى كه نياز داشتند ، بخشنده بود و از كسان خودش حمايت مىكرد . « آتشى بود كه هم در آن سود بود و هم زيان . » 22 ماجراى كش‌مكش ميان درگزينى و عزيز مستوفى عموى عماد الدين و حبس و مرگ او ، به صورت بسيار خلاصه‌تر در تاريخ الوزراء آمده است . 23 او دوبار و به مدتى زياد در بند بوده است . درگزينى اختيارات بىحد و حصرى داشت كه سنجر به وى بخشيده بود . به گفتهء مولف ما ، اين حبس به واسطهء بيم و هراس درگزينى از توانايى عزيز مستوفى بوده است . اشاره‌هاى مختصرى دربارهء وزير دارد كه در تاييد گفته اوست . عزيز مستوفى را در بند كرد و كشت . مىتوان مثالهاى زيادى از اين دست‌آورد . اطلاعاتى كه دربارهء شرف الدين وزير ديگر هست ، در هردو اثر يكسان نيست . 24 توصيفى كه از رويدادهاى مربوط به جنگ داى مرگ در سال 529 ه ق / 35 - 1134 م آمده است ، در دو مأخذ به صورت متفاوت است . 25 به‌طور كلى مولف ما اطلاعات بيشترى دربارهء صاحب‌منصبان ديوانى و اعمال و دسيسه‌چينيهاى آنها به دست مىدهد كه البته همهء آنها با زبانى بس فصيح و بليغ بيان شده است . اينكه مولف ما از اثر عماد الدين آگاهى نداشته ، با توجه به اين نكته كه خود عماد الدين را مىشناخته ، قويا تاييد مىشود . از عماد الدين به عنوان يكى از اجلهء فضلاى اصفهانى عصر خويش ياد مىكند و مىگويد او هم‌اكنون در خدمت صلاح الدين در مصر است . 26 اما از نصرة الفترة ذكرى به ميان نمىآورد . اين انتظار از او مىرفت كه ذكرى به ميان مىآورد و حتى از اين گذشته ، موارد اختلاف را يادآور مىشد و همان‌طور كه به موضوع انوشيروان بن خالد پرداخته ، به عماد الدين مىپرداخت . بنابراين ، براى مسائل سياست و حكومت سدهء ششم ه ق / دوازدهم م ايران غربى شاهدى معاصر داريم . البته همان‌گونه كه يادآور شدم ، اثر كاستيهايى دارد . مولف ما علاقه دارد كه حاشيه برود و در نهايت از موضوع مورد بحث نتيجهء اخلاقى بگيرد . به‌ويژه آنكه روش منظمى ندارد و اثرش را تنها به چند قسمت تقسيم كرده و نام وزرا را ( كه فهرست آن را خواهم آورد ) عنوان آن قسمتها قرار داده است . ذكرى از تاريخ نكرده است . همان‌طور كه خودش مدعى است ، در واقع مطالب اصلى اثر وى بايستى از حافظهء خودش يا از مطالبى كه از ديگران شنيده نقل شده باشد . اما بخش زيادى از نكاتى كه او بر اين مطالب اصلى مىافزايد ، به منزلهء عقيدهء خود اوست . با اين وصف ، بيشتر مطالبى كه مىتوان از توضيحاتش برگزيد ، در جاى ديگرى نمىتوان يافت ؛ از جمله نامهاى بسيارى از صاحب‌منصبان . پس از آنكه نام وزير را ذكر مىكند ، به اصحاب مناصب مىپردازد و در بسيارى از موارد نام افراد و نام خانواده‌هايشان را